شماره روزنامه ۶۵۰۹
|

برای راضی کردن کارکنان به انجام کاری که دوست ندارند، در تصمیم‌گیری شفاف و عادل باشید؛

مدیری یکی از اعضای تیم را مامور انجام وظیفه‌ای نه‌چندان جذاب می‌کند. همکار ارشد، مشتری بدقلقی را به نیروی تازه‌کار می‌سپارد. گاهی هم کسی باید برای جبران غیبت هم‌تیمی‌اش، مسوولیت‌های اضافه را به دوش بکشد. ایجاد چنین شرایطی در سازمان‌ها کاملا طبیعی است. گاهی کارها باید پیش بروند و این یعنی کارکنان…

الگوهای درک ما از مفهوم «کار» همواره بر پایه ساختارهای اجتماعی بوده است. یعنی این گروه‌های اجتماعی هستند که تعیین می‌کنند چه فعالیتی کار محسوب می‌شود و چه فعالیتی کار نیست. برای چه کاری باید دستمزد گرفت و چه کاری مستحق پاداش مالی نیست و چه کسی برای کار خاصی مناسب یا نامناسب است. تا مدت‌های مدیدی،…

اخبار مدیران روزنامه شماره ۶۴۸۵

    سه‌شنبه، ۲۳ دی ۱۴۰۴
  • با وجود دردسرهای فعالیت مدیران عامل در رسانه‌های اجتماعی، برخی می‌گویند شاید «بدنامی بهتر از گمنامی باشد»‌

    روزنامه شماره ۶۴۸۵

    فرصت‌ها و تهدیدهای اینفلوئنسر شدن مدیران

    سال‌ها بود که «بریدن والیک» در صفحه لینکدین خود محتواهای گوناگونی، از تجربه‌های مدیریتی گرفته تا تصاویر حیوانات را منتشر می‌کرد. اما یک پست سرنوشت‌ساز در آخرین روزهای تابستان او را شوکه کرد. والیک تصویری سلفی با چشمانی اشک‌آلود منتشر کرد و در آن از فشار روانی ناشی از تعدیل نیرو سخن گفت. این اقدام، او را در فضای مجازی به «مدیرعامل گریان» مشهور کرد. او که پستش بیش از ۵۷ هزار لایک و ۱۰ هزار کامنت گرفت، می‌گوید: «صبح که بیدار شدم، به مدیر بازاریابی شرکت پیام دادم و گفتم فکر می‌کنم محتوایم به‌شدت فراگیر شده است.»
  • تروماهای کودکی، چگونه سد راه مدیران می‌شود؟

    نخستین باری که با یکی از مراجعان جدیدم که مدیرعامل یک شرکت بازاریابی بود، دیدار کردم، برای هدایت و مدیریت یکی از اعضای سخت تیمش مستأصل شده بود. آن همکار مهره ارزشمندی برای سازمان به شمار می‌رفت، اما خودمحوری‌اش عملکرد کارکنان زیردستش را تضعیف می‌کرد. این رهبر سازمان باید اقدامی انجام می‌داد، اما مدام دست ‌دست می‌کرد، انگار احساس مسوولیت افراطی فلجش کرده بود. خودش می‌گفت: «از اینکه شرایط کاری کسی را تغییر دهم و باعث شوم حس بدی پیدا کند، احساس گناه می‌کنم.»
  • کارآفرینان چگونه از ذهنیت سازمانی رها شوند؟

    فرض کنید که از شغل خود استعفا داده‌اید تا به جای پایبندی به ساعات کاری ثابت و کار کردن از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهر، بتوانید کنترل بیشتری بر زمان خود داشته باشید. هدف شما انعطاف‌پذیری، خودمختاری و آزادی برای سازماندهی ساعات کاری بر اساس شرایط زندگی خود و نه دیگران بوده است. اما این ویژگی‌ها در بسیاری از رفتارهای شما دیده نمی‌شود: از یک مشتری عذرخواهی می‌کنید که پیامش را بلافاصله پاسخ نداده‌اید؛ از اینکه یک بعدازظهر سه‌شنبه فقط ۴ ساعت کار کرده‌اید، عذاب وجدان دارید؛ رأس ۹ شب نیز بسترهای دیجیتال برگزاری جلسات مانند زوم و اسلک را فقط طبق عادت قدیمی چک می‌کنید.
۱